روز زن مبارک...:)
او هر روز متولد مي شود ، عاشق مي شود ، مادر مي شود ، پير مي شود ، مي ميرد ...
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 ] [ 5:56 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
تفلدم مبارک:))
پیشاپیش سال نو مبارک...یه دنیا ارامشو واسه تک تک دوستانم ارزو دارم:)
[ یکشنبه 27 اسفند1391 ] [ 11:38 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
بهار...
به اغاز باز گشتی باز و به بهار......فصل شکوفه های اقاقی
و حساب دو.دوتا چاهارتایی که همیشه کم میاوری
زمین سرد است و جا برای بهاری بودن...اندک
[ چهارشنبه 23 اسفند1391 ] [ 12:10 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
:)
چرا با ان عجله بله گفتی؟
مادر اهی کشیده بود...(خداپدر ماتیک را بسوزاند...من پاسوز ماتیک شدم)
آیدا قاه قاه خندیده بود:ماتیک؟؟؟؟؟
تاشوهر نمیکردم نمیتوانستم ماتیک های عالم را روی لب هایم امتحان کنم
باز خندیده بود...
یعنی راستی راستی برای همین بله گفتی؟!
ماتیک را دست کم نگیر...حالا ارجو قربش کم شدهوهر سیزده چهارده ساله ای مثل بستنی ماتیک میخرد.
عوضش کمتر دختری پاسوز ماتیک میشود...
گوجه فرنگی های سبز:)
[ شنبه 12 اسفند1391 ] [ 11:20 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
بارووووووووووووووووووووووووووووووووووون
[ شنبه 12 اسفند1391 ] [ 11:17 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
[ سه شنبه 26 دی1391 ] [ 10:53 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
تولدت مبارک سیمی...
تولدت مبارک سیما جون :*
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 16 آذر1391 ] [ 12:5 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
روز دانشجو مبارک:))
سکوت برای رضا بروسان و الهام و لیلا و پسر کوچکشان که بار غم مرگ خانواده اش رابه دوش میکشد...
[ چهارشنبه 15 آذر1391 ] [ 3:47 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
روزمون مبارک مهربون ترین موجودات دنیاااااااااااااا :)
لبخند تو.....آرامش کاینات است دختر.....بخند :)
[ سه شنبه 28 شهریور1391 ] [ 10:37 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
[ یکشنبه 5 شهریور1391 ] [ 12:57 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
قصه افرینش 2
حوا در زمین تنها بود خدا در اسمان
حوا در زمین ترسید
خدا به فرشتگان نگاه کرد
...گذشت
خدا ادم را دید
ادم اما قبلن تنها نبود
ادم سیب داشت
خدا سیب را از ادم گرفت
و
حوا را به اوداد .......
ادم به زمین امد....
هوا صورتی شد :)
[ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 5:9 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
قصه افرینش 1
هیچ میدانید ، چرا خدا مار را برای حوا فرستاد ؟
تا محکومش کند به زمین رفتن...:)
خدا عاشق حوا شد........
اما...........
خدا باید خدایی میکرد و تنها می بود
مجبور شد ، عشق خود را به زمین تبعید کند
و خدا
تنها تر از همیشه شد و از دووور معشوقه ی رویایی اش را نظاره میکرد:)
[ شنبه 14 مرداد1391 ] [ 3:7 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
میگ میگ ...:)
دیروز یکی ازم پرسید به نظرت دنیا چه رنگیه؟نوشته هات گاهی شادنو گاهی غم دارن.من کاملن مخالفم ولی بهش گفتم دنیای من یا صورتیه یا خاکستری.غم توش معنی نداره روزایی که مثلن غمه واسه من مشکی نیستو خاکستری هستشو روزهای قشنگمم صورتی.گفتم که از غم بیزارم. روزهاتون صورتی رنگ :)بعد تازه ازین گل سرام دارم :)

[ پنجشنبه 12 مرداد1391 ] [ 6:36 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
روزهای زیبای تیرماه.مچکرم فلور
[ دوشنبه 26 تیر1391 ] [ 10:31 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
[ پنجشنبه 8 تیر1391 ] [ 10:51 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
دیشب تا صب بارون اومد.اولین روز تابستون عجیب بهاری شده.خدایا شکرت واسه همه چیز
[ پنجشنبه 1 تیر1391 ] [ 9:50 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر بود. برای دوست عزیزی که دیگه بینمون نیست.
روز خوبی داشتم:) دیروز بارون اومد برق هم قطع بود گرنه میومدم پست میزدم. خونه تنها بودم چایی و منو پنجره و بارون.اخرین روز بهاریتون بخیر
[ چهارشنبه 31 خرداد1391 ] [ 2:15 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
ممنون از دوست عزیزی که این نوشته رو نوشت تا یادم بیوفته دیروز سالگرد استاد...
میز و صندلی دکتر شریعتی در پاتق همیشگی اش....کافه ای در پاریستصور کن دکتر شریعتی همین جا روی اولین صندلی و اولین میز سرنبش این کافه می نشست و زل می زد به ایفلو....
[ سه شنبه 30 خرداد1391 ] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
همه چی ارومه ... :)
[ یکشنبه 28 خرداد1391 ] [ 1:14 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
لابرویر
تواضع بیجا اخرین حد تکبر است...(شکلک حوای متفکر)
[ پنجشنبه 25 خرداد1391 ] [ 1:20 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
دنیای ما اندازه هم نیست...
یه روزایی هم هست که کلن زندگی همون روزهاس
صبح اندی روز پیش خورشید:
صبح ساعت7به مرحمت یکی از دوستان بیدار شدم و راهی
اموزشگاه.بعد از کلی کاغذ بازی اداری(بروکراسی گویا) و معرفی کردن این
فامیل اون فامیلو بیرون کشیدن اعتبارمرحوم شوهر عمه گرامی از قبر برای
اجرای بند (پ)بلاخره کارم راه افتاد و قرار شد نتیجه کتبا بیاد در خونه.
ادامه در ادامه مطلب رمز هم نداره
ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 خرداد1391 ] [ 1:0 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
امتحان هاست گویا
[ شنبه 20 خرداد1391 ] [ 9:13 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
بادبادکباز
دوستان در تهران و شهرستان ها از حمایتتون خوشحال میشم.
http://monti.blogfa.com/post/266

[ جمعه 19 خرداد1391 ] [ 12:24 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
نوستالژیک در بهشت حوا
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 1:10 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
خدایا...!
من خودم برات یه جعبه سیب می خرم...
دیگه زشته
بسه دیگه
بیا با هم دوست باشیم
روی همو ببوسیم!
حله؟؟
بیایم بهشت؟!
[ پنجشنبه 18 خرداد1391 ] [ 1:3 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
:)
[ چهارشنبه 17 خرداد1391 ] [ 9:5 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
پرواز تا اپارتمان خدا
براي اصلاح اين پست خيلي فكر كردم اما ديدم متن شعاري ممكنه باعث دلسردي بشه!
خيلي ساده و بي مقدمه راهي براي پرواز تا خدا رو بهتون معرفي ميكنم.
.:. موسسه ي خيريه حمايت از كودكان سرطاني .:.
كمك به كودكاني كه به اندازه ي من و تو از ايران سهم ميبرن! به اندازه ي ما
حق سلامتي دارن , حق بازي و تفريح دارن اما هزينه هاي درماني بالا اميد به
زندگي رو ازشون گرفته!
كودكاني كه براي هزينه هاي درمان بيماري سرطان نيازمند ياري ما هستند!
فقط چند لحظه چهره ي دختري رو تصور كن كه در آرزوي زيبايي , براي عكس بدون مو , گيس هاي بافته شده ميكشه ...
بچه ها بيايد قدر سلامتيمون رو بدونيم و با يك حركت در ظاهر كوچيك كاري
كنيم كه بچه هاي بي گناه ديگه اي هم طعم اين سلامتي رو بچشن ...
من تو اين پست يه راه ساده براي پرواز تا خدا بهتون معرفي ميكنم, پروازي تنها با يك هزار تومني !!!
لينك زير سايت موسسه ي خيريه محك‚ . شما ميتونيد با عضو شدن و پرداخت حداقل
ماهيانه فقط هزار تومن تو كاري سهيم شيد كه طرف حسابش خود خداس ...
البته راه هاي زياد ديگه اي هم براي كمك هست كه ميتونيد تو سايت اين موسسه ببينيد.
اينم لينك سايت :
http://www.mahak-charity.org/main/faاينم لينك درخواست عضويت در موسسه محك (توضيحات لازم رو هم داره) :به هر توضيح ديگه اي هم احتياج داشتيد من در خدمتم :)
با به اشتراك گذاشتن اين پست كمك كنيد تا زنجيره ي گسترده اي بسازيم براي رسيدن به هدفي بزرگ
ممنونم از تك تكتون :)
[ چهارشنبه 17 خرداد1391 ] [ 8:53 قبل از ظهر ] [ حوا ]
[
]
بهار نوشت
به سلامتی حوا که خوشبخت ترین زن رو زمین بود.......چون شوهرش ادم بود.بهار نوشت: میلاد مولا علی فرخنده
وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به:
پدر ژپتو
پدر پسر شجاع
پدر خوانده
پدر سوخته
صدو یک پدرسگ خالدار
پدرام اینا
پدر شعر پارسی
بابا لنگ دراز
باباطاهر عریان
باباقوری
نه بابا!
بیشین بینم بابا
ابوظبی
ابولهول
علی بابا
آق بابا
لیدی بابا
بابا نوئل
و در نهایت به پدرسلامتی و پدر و مادرکسی که در هیچ مکانی آشغال نریزد تبریک میگم
[ یکشنبه 14 خرداد1391 ] [ 12:29 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
متفکر
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره میشود، شکست دهد. ((نارسیس))
[ شنبه 13 خرداد1391 ] [ 3:0 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]
پدر...
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟!!
پسر میگه : بازم من شیرم
پدر عصبی میشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو !!؟؟
پسر میگه : بابا تو شیری...!!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...
[ شنبه 13 خرداد1391 ] [ 1:15 بعد از ظهر ] [ حوا ]
[
]